عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

58

منازل السائرين ( فارسى )

معاشرت مباح با ديگران هم بايد كم باشد ، زيرا انسان را از ذكر رحمان باز مىدارد مگر اين‌كه ذكر را به عيش و حيات با خدا مبدل كند يعنى معاشرت با ديگران او را از ياد خدا باز ندارد كه اين مقام بزرگ اولياى الهى است : رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ « 1 » مردانى كه كسب و كار ، آنان را از ياد خدا و به پاداشتن نماز و دادن زكات باز نمىدارد . اگر ذكر خدا تبديل به حيات نگردد و متن زندگى ما نشود ، آنگاه معاشرت و معاملت ما آلوده به عيش شيطان مىگردد ؛ چنان كه خداى رحمان در قرآن فرمود : وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ . « 2 » كسى كه با ذكر رحمان زندگى نكند ضد او يعنى شيطان با او قرين است . قطع تمنّى تمنّا ، آرزوهاى نهانى است كه بايد ريشهء آن در نفس خشكانده شود و تعلق و دلبستگى به غير خدا نيز بايد به طور كلى قطع شود ، انقطاع قلبى حاصل نمىشود مگر اين‌كه خواب‌وخور را كم كنيم ، زيرا خواب‌وخور و بندگى كردن شكم تدريجا فراموشى مىآورد تا آن‌جا كه انسان دچار سكر و مستى لذائذ دنيوى مىشود و اين مستى كم‌كم بصيرت را از انسان مىگيرد و چشم جان و حس نهان را مىكشد و ناخواسته مصداق اين آيه در قيامت مىشود : وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى . قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً . قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى . « 3 » و او را در روز قيامت نابينا محشور مىكنيم . گويد خدايا براى چه مرا نابينا محشور كردى درحالىكه در دنيا صاحب چشم بودم . خواهيم گفت : همان‌گونه كه تو در دنيا آيات ما را فراموش كرد ما هم امروز ترا فراموش مىكنيم . بنابراين همان‌طور كه چشم عبد سالك نظاره‌گر خداست ، دل او هم ذاكر حق است و

--> ( 1 ) . نور / 37 . ( 2 ) . زخرف / 36 . ( 3 ) . طه / 124 و 125 و 126 .